زندگی راهرویی باریک استپر از رمز و خیال
پر از راز و نیاز
این چنین از رمز شیوای درون برخیزد
دور این پیچش وهم انگیز
گویی سر نهان پنهان است
سری از دالان پرپیچ خیال
با عبور از دروازه ی پر نور امید
که درونش هر نوای آشناست
باید آیی و گذاری تو کنار
ترس و بیم و آخه و هر غیر را
با نوشتن بر تن درخت پر نور امید
رازی از جلد زمان بر می کنی.
پس این تو و این دالان پرپیچ خیال
2 نظرات:
وبلاگ خوبی دارید
مخصوصا قسمت شعر
سلام رفیق
با یک اس ام اس با خبرم کردی که وبلاگ زدی
خوشحال از این که خبر دادی
وبلاگ خوبی داری
ان شا الله حضورا با هم صحبت می کنیم
موفق باشی
ارسال یک نظر