امروز فرصت خوبی داشتم به وبلاگهای مختلف سر بزنم
تا از دیدگاه های مختلف بیشتر آشنا بشم
نمی دونم چرا تو این وبلاگهایی که به قولی،وبلاگهای شخصی هست این سری کلمات زیاد
به کار برده می شود
این سری کلماتی که من خودم بیشتر سعی می کنم
یا نشنوم و خودم به کار نبرمشون و تو این مسیر پا نذارم
تا سایه خستگی این کلمات تو وجودم نباشه و حسشون نکنم
کلمات:
بیزارم، خسته ام،تردید، چقدر سخته، خدا ما رو فراموش کرده،
دیگه هیچ چیزی برام نمونده،نفرین
من خودم هر جا که قدم می زنم ، سعی می کنم دور و اطراف رو خوب ببینم
تا بفهمم
اطرافم چه خبره .ولی گلچین بهترین چیزهایی رو انتخاب می کنم
که تو زندگیم تأثیر
خوبی داشته باشه
فکر می کنم نگاه بعضی آدمها شاید خیلی به حاشیه های اطرافشون هست
و همیشه اون جایی رو انتخاب می کنند که نفسشون میگه
یا فکر می کنند باید خلاف این جهت حرکت نکنند
مثلا اگر به همین فکر کنند
که خدا کنارشون هست
کلی فکرای بد و منحرف ازشون دور میشه
یا مثلا اون حرفی که تو کتاب ""قورباغه رو قورت بده" که میگه
اگه میخوای تو
زندگی موفق باشی
اول برو کارهای سخت رو انجام بده
تا کارهای
معمولی یا آسان
خیلی راحت تر حل بشند.
0 نظرات:
ارسال یک نظر