«نمی»

سرم را تکان نمی دهم
به اشاره های مثبت و منفی

دلم را نشان نمی دهم

به ستاره های ظاهری خوشبختی

قلم بر دفتری نمی کشم

تا سبب ساز شود برایم راه های بی سرخطی

عصایم را دوباره در نمی آورم

تا برایت این بار کنم از زمین و آسمان و کوه ، تردستی

دست بر سینه آسمان نمی فشارم

تا از خستگی ظاهریم ببارد بر تو باران سرسختی.

این بار حتی صدایت نمی کنم

تا بگویم از حکایتهای دنیا و جهان خوب و خوشبختی.

می دانی چرا «نمی» آرم بر کلمات دنیا.

چون می خواهم
این بار تو برایم
بگویی
از خوشبختی.

0 نظرات:

ارسال یک نظر