چراغ

داشتم فکر می کردم
اگر فرصتی شد و چراغی باشم که
کلیه خیابانی را باید روشن کنم .

چراغی نباشم که
به واسطه ستونهایی که بر روی آن قرار گرفته ام ،
سایه ای در پیاده رویی تاریک و ظلمانی که
پشت من قرار دارد
و پر از چاله و سوراخهایی بزرگ است
و هیچ رهگذری از آن خبر ندارد
توجه نکنم.

0 نظرات:

ارسال یک نظر