به تو ای رهگذر...

به تو ای رهگذر که از
خیابانی با رنگ افق
مرا به نیست ها
هدایت کردی .
چرایی درونم هست،
جوابش را تو می دانی.


من از تو می پرسم :
تو از کوچه ها و خانه هایی گذر کرده ای ،
و از اندیشه هایی خبر داری ،
که من حتی نتوانسته ام؛
نشانی از آن کوچه پیدا کنم
آیا من گمشده این خیابان ابدی باید باشم؟

یا راهی دیگر وجود دارد!
چرا من باید اینگونه
مواجه با نیست ها قرار بگیرم.

0 نظرات:

ارسال یک نظر