زیر چتر سبز خوب باران

خیلی خوبه این...

هر چه شکفتم
تو ندیدی مرا
رفتی و افسوس
نچیدی مرا
ماندم و پژمرده شدم، ریختم
تا که به دامان تو آویختم
دامن خود را متکان ای عزیز
این منم ای دوست، به خاکم نریز
وای مرا ساده سپردی به باد
حیف که نشناخته، بردی، ز یاد.
همسفر بادم، پس هر مدام
می گذرد، بی خبر از بام و شام
می رسم اما به تو روزی دگر
پنجره را بازگذاری اگر.

0 نظرات:

ارسال یک نظر