خیلی وقت ها این اخم اصلاًجواب نمی ده
خیلی وقت ها خیلی ...
مثل امروز
مثل اون ساعت
مثل دری که باز میشه
و اون نگاهی که میفته
مثل اون سلامی که با اخم جور میشه.
مثل غذایی که کنارت می زارند و قاشق روش هست!
«نمی دونم ولی می دونم*»
نه دوست داشتن و برای خودم اینجوری می دونم
نه دوست بودن رو.
نمی دونم چرا
هر چی میخوای به یکی نزدیکتر بشی
یدفعه دور میشی
آره تو خیلی چیزا
نمی دونم و اشتباهی یه کاری می کنم
ولی دوست دارم.
اونی که دوسته.
بیاد و راه بزاره و راه چاره
مثل دوستای دیگه. شایدم خیلی بالاتر از اونا.
-------------------------
* دوستی فرهیخته می گفت: وقتی می خوای نظری بدی،
برای اینکه نظر خودت رو قالب نکنی به نظر اون
بگو نمی دونم ولی اون چیزی که من می دونم اینه....
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
0 نظرات:
ارسال یک نظر