نفس ستاره ها

دنبال یه آسمونم
آبیِِ آبی.
نمی خوام
پرنده ای پر بزنه.
نمی خوام ابرا بیان و
جلوش یه غبار کوچیک درست کنند
نمی خوام اصلاً
اگه تو یه خونه ام،
سقفی بالا سر باشه،
تا نتونم مستقیم ببینم اون آسمون رو.
می خوام زیر سقف آسمون
این بار نفس بکشم
نفس عمیق
بره تو کل بدنم جریان پیدا کنه؛
[دوره ترکم دیگه]
خودش رو برسونه به خون و رگ هام
فقط سمت دریچه دل نره.
نمیزارم سر بزنه
نه گذشته رو بیدار کنه
نه آینده رو.
می خوام رها شم
از این بند؛
برگردم به تو
ای بزرگ
ای نفس ستاره ها.

0 نظرات:

ارسال یک نظر