شهروند

شب بود و
شهر بود و
شـــهروند.
چنان تاریک بود مسیر
که دیدت فقط
با هو هو و کو کوی پرندگانی
که در امتداد این راه پرواز می کردن
میسر بود.
صدای افسانه ای آن بر گوش می رسید
صدای افسانه ای پای بندی از کتان.
صدای پای عشق
صدایی که می دانست و می شنید.
صدایی که عبورش از گوش
و مغز نبود
عبور آن فقط از دل بود
فقط از دل.

0 نظرات:

ارسال یک نظر