اتوبوس بعدی!؟...

کنار جاده انتظار، انتظار و انتظار
اتوبوس موعود کی می رسد؟
اما این اتوبوس ها می آیند و می روند
و من هیچکدام شان را نمی پسندم
چه باید بکنم؟
تا کی منتظر بمانم؟ کنار جاده...


می دونی عشق چطور میاد؟
عشق تو دل آدم درست مثل اینه که منتظر اتوبوس وایساده باشی!
وقتی اتوبوس می رسه، بهش نگاه می کنی و با خودت می گی:
« خیلی شلوغه... نمی تونم بشینم!
بهتره منتظر اتوبوس بعدی بمونم
بنابراین اتوبوس می ره و تو منتظر اتوبوس بعدی می شینی...!
بعد، اتوبوس دوم از راه می رسه.
بهش نگاه می کنی و می گی
«ام... خیلی قدیمیه...!»
سوار نمی شی و اون اتوبوس می ره
و دوباره منتظر بعدی چشم به خیابون می دوزی
کمی می گذره و اتوبوس بعدی میاد
شلوغ نیست، قدیمی هم نیست.
اما با خودت میگی
«ام... تهویه هوا نداره که! بهتره منتظر اتوبوس بعدی بمونم
پس بازم اون اتوبوس می ره و منظر اتوبوس بعدی تو ایستگاه می شینی...
دیر شده و کم کم هوا داره تاریک می شه.
اتوبوس بعدی که می رسه، سریع می پری توش!
سرت رو که بلند می کنی، خیلی زود می فهمی که
ای وای! اشتباهی سوار شدی!
اونی که دلت می خواست نیست
البته اتوبوسی با دستگاه تهویه هم بیاد
نمی تونی مطمئن باشی که خراب نشه.
این که می خوای به خواستت برسی، کار اشتباهی نیست
چقدر خوبه با یه چشمی دیگه
به اتوبوس که می دونه... فرصت داد

0 نظرات:

ارسال یک نظر