صدایی از جنس خواستن

صدای پرواز
از کنار پنجره رو به آسمان
در داخل اتاق
پیچیده می شد.
گویی صدای گل ها
بر فراز این سیاره خاکی
تلألو پروار را بر قاعده خوشی ها
عمود می کرد و می خواند و می گفت
در تمام عرض و طول دنیوی نام تو را با خود حمل خواهم کرد؛
از زیر آن کلوخ تنها کنار یک موریانه در حال خوردن ریشه های خشکیده درخت؛
تا کنار بال فرشته که نسیم را بر تمام این کره پر افسون می چرخاند و خاطرات خوش را بر زندگی ماه رویان و خورشید صفتان
طنین انداز می کند.
می دانم قلم خوب نوشتن ها شاید دارویی برای ترک خوبی ها باشد
ولی تو عالی و خوب حتی اگر...
دلم بسیار تنگ است
می دانم سعادت اینگونه برگ های عمر را چرخانده
و آرزوی سعادتی با تمام شبنم های نشسته بر روی گل برای تو دارم
ای عشق من.

0 نظرات:

ارسال یک نظر