خاطراتی در سرزمین آرزو زنده شده بود
خاطراتی که درون یک جعبه کوچک از جنس چوب های آخرین درخت زرین حکاکی شده؛
با فرم گل های پیچ در پیچ و هزار رنگ تزئین شده بود
برگ های خاموش با باز شدن جعبه طلایی روشن شده بود
در همین هنگام کبوتری از این تلألوی زیبای نور به سمت بیرون پرواز کرد
گردی طلایی با پر پرواز این پرنده به تمام حاشیه محیط متساعد می شد.
ادامه دارد...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
0 نظرات:
ارسال یک نظر