...............

آسمان می خواست
کلیدهای شمارگر امواج را بردارد و
برقرار کند و حالی را از احوال دار دنیا بگیرد
زمین گفت: نه این زمان نه هیچ زمان.
آسمان گفت: چرا مگر گناهش چیست
زمین گفت: همان که گفتم

آسمان گفت: چرایش را بیاور
زمین گفت: گرفتن وقتی که گرانبهاست به پهنای کهکشان
آسمان گفت: اگر مزاحمت نباشد که عیب ندارد
زمین گفت: شاید دبیل اصلیش این باشد
آسمان گفت پس چه کنم
زمین گفت: ....................

0 نظرات:

ارسال یک نظر