
تو این 2-3 ساله چه خاطراتی داشتم
دیدم خدایش این ایرانسل
از یه رفیق بیشتر پیشم بوده
و حیفه حالا که دارم میزارمش کنار
یه احترام کوچیکی بهش نذاشته باشم
و یه یادی نکرده باشم
تو کل خاطراتم:
تو یه پارک پلیس ، کنار دریا، حرم امام رضا
تویه جنگل شمال ، تو مسابقات رزمی
تو مقامی که تو فوتبال اوردیم
تو دوره تربیت بدنی، تو دوره داوری فوتبال C آسیا.
تو ساعتهای خوش گرافیکی و صفحه بندی.
تو عروسی داداشم. تو کلاس آموزش خبرنگاری...... که همش زنگ می زدی و کیوان می گفت حمید بدو صفحه داریم
توی مترو، توتموم لحظه های روشن این زندگی تا به حالا و...
تو رو به عنوان یادگاری از اون موقع ها نگه می دارم
میگم تو اگه نداشتی حسی..........ولی بودی کلی احساس
روشن می کردی دلم رو...........با صدای ایها النـــــاس
0 نظرات:
ارسال یک نظر