محکوم به بودن در کویرم.
در بیابان سرد و بی روح
که باد خار و خاشاک را در
پنهای مسیر به حرکت می اندازد
قدم می زنم.
از فراوانی سنگریزه های راه
گله ای ندارم.
از رنگ مردگی طبیعت خشک
گله ای ندارم .
حتی از صدای فریاد حیوانات بیابان گرد
که امواجی مهیب بر دل می نگارند
گله ای ندارم .
گله ام باد است
که چرا صدایم را
در بیابان سرد و بی روح
که باد خار و خاشاک را در
پنهای مسیر به حرکت می اندازد
قدم می زنم.
از فراوانی سنگریزه های راه
گله ای ندارم.
از رنگ مردگی طبیعت خشک
گله ای ندارم .
حتی از صدای فریاد حیوانات بیابان گرد
که امواجی مهیب بر دل می نگارند
گله ای ندارم .
گله ام باد است
که چرا صدایم را
به سویت نرسانده.
1 نظرات:
من از هیچکس گله ای ندارم
از هیچکس توقعی ندارم
اگر کسی جانم را بگیرد ؛ قلبم ا ازحلقومم بیرون آورد و دور بریزد
تمام عمر آزارم دهد
آتشم بزند
هركاری كند صبر می كنم
از او ناراضی نخواهم بود
او را بد نخواهم دانست به او بد نخواهم گفت
می دانم كه انسان ها ، دل ها ، اندیشه ها و زندگی ها
همه بازیچه دست تقدیرند ...!!
ارسال یک نظر