تو خاطراتم انگار
دنبال یه چیزی هستم
انگار
لنگ پاییزم
و منتظر افتادن اولین برگ
می خوام یه چونه ای بزنم اول پاییز
با فرشته ابرها و برگ ها
برگ هایی که خش خشون امسال
برام یه معنی و مفهوم دیگه ای داره
راستی تا دیر نشده می خوام با مرغای آسمونم یه صحبتی کنم
می خوام آدمای این شهر رو گیر بیارم
و حرفای آدمونه بزنیم
میخوام یه بلیت بگیرم؛ برم از اول شهر شروع کنم
تا آخر شهر رو یه سر سیرسیر ببینم
تا این بن بست یه هفته ای تو خونه نشستن رو جبران کنم
کلی کار دارم می خوام جدا بشم از پاییز لحظه ها
و می خوام فانوس بهار زمان رو روشن کنم
حتی با ته مونده جرقه یه کبریت در حال خاموش شدن
1 نظرات:
پائیز برای همه خاطرست
خاطره بارون
خاطره درس و مدرسه
خاطره تنهایی
خاطره قدم زدن روی برگها
این پائیز شاید همه بگن غمگینه
اما بیشتر از غمگین بود معشوقه
ارسال یک نظر