نگاه صبح ...


آروم آروم بارون بارون
خورد رو سقف وخورد رو ناودون.
گفت کجای راهی
بیا بال باز کن و باز
برو تو ظرف ماهی
کنار سفره صبح
تویه چایی خالی
تو قندون پر از؛
شیرینی های عالی
شاید و باید داره.... .

برف و بارون
سیل بیشه
کنار ماه بزرگ
نگاه رنگین کمون.
یادم اومد
روز برفی
کنار خورشید ابری؛
چه قشنگ میزدش مهتاب ؛
به افق؛
به طرح آبی؛
به تموم آسمون و به همه چیزای هستی.
کنار گلدون باغچه
درسته هزار تا گل هست
ولی هست جای تو خالی
سکوت همتای هستی
ابرای مه زده بارون
خورشیدی می کرد نگامون
دست صبح تو دست بارون
کی میشه صبح تو نگامون.

0 نظرات:

ارسال یک نظر