
نمی دونی چقدر دوست داشتم تویه این چند روزه خیابونای این شهر کش میومد. به اندازه ای که بزاره این فکر وقتی شروع میشه، تموم بشه .
تا دارم به جاهای خوب خوب قصه میرسم
یا دارم قشنگ قشنگ شعرم رو کامل می کنم
یا راننده اتوبوس میگه خط تمومه
یا مسافر کش تاکسی میگه کرایه بده
یا رسیدم به مسیر و دیگه هیچ.
البته:
نمی دونی این خودش یه جور درسه.
که باید زرنگ باشی و نرسیدی به سر تخته کلاس
همش رو حل کرده باشی.
0 نظرات:
ارسال یک نظر