کتاب راهنمای افکارم را باز کرده ام
در صفحات آن به دنبال واژه ی گمشده ای می گردم
واژه ای که مسیر می دهد به راهروی بازشده زندگی
واژه ای که با پیکانهای مختلف
مر ا در صفحات شناور زندگی چرخانده
این واژه را شاید
با احساس 5 گانه ام باید جست و جو کنم!
نمی دانم چگونه این واژه را باید پیدا کنم
نه صدای شیپوری
نه حرکتی خاص
و نه حالتی که مرا به خود نگه دارد
شایدم بر عکس
این بار حتی چشمانم نیز به من کمک نمی کنند
باید با چشمی دیگر به دنبال آن باشم.
زمان
مانند دریای پرخروش
مدام در حرکت است
این را خوب می دانم
اگر آن واژه را پیدا کنم
ساعت دیورای لحظه های زندگیم را بر می دارم
و آن واژه را به جای آن قرار میدهم
تا هرگاه
نگاهم به ساعت زندگی افتاد
بدانم و بداند
همه لحظه هایم متعلق به اوست.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
0 نظرات:
ارسال یک نظر