چ

نگاهم را به پنجره می دوزم
بیرون از پنجره با فاصله ای بیش از 200 متر خانه ای ویلایی زیبا
با سقفی به صورت مثلث رو به آسمان؛
با پنجره ای سفید که گلدانی مملو از
گل های رنگارنگ تزئین شده است وجود دارد
پشت آن چند تپه انباشته از درختان سرسبز به هم چسبیده و سرسبز؛
در فواصل میانی این کوه ها باد در جریان است
و مه ایجاد شده و حائل را تکان می دهد
انگار آسمان این مه ایجاد شده به شکل لب انسان
را مانند دهان زمینی خود در نظر گرفته
و اینگونه با تو سخن می گوید
بهار جلوه ای دیگر به خود گرفته
انگار خدای نسیم با تو سخن می گوید
شکوفه های باران نیز گاهی به جسمت برخورد می کند
و گویی تو را شاد باش و خوش باش
در این سرزمین می نماید
چه دنیایی است زیبایی ...
قسمت اول

0 نظرات:

ارسال یک نظر