امروز که روزهای نزدیک به جدایی از تهران هست
تصمیم گرفتم کارم که تموم شد از مجله تا ولیعصر آروم قدم بزنم.
از خود سازمان آب یوسف آباد تا ولیعصر
انقدر تو فکرای مختلف خودم آروم و آهسته قدم زدم
که وقتی؛ تو خطوط سفید و سیاه خیابون
به علامت خط عابر پیاده رسیدم؛
فهمیدم فرصت فکر کردن رو باید تموم کنم
و این آرامشی که تو این وقت قشنگ
به من داده شده بود رو شکرگذاری کنم
چقدر خوب بود و بی شمار زیبا
همینجوری که قدم می زدم
تو رویاهای سفر
کلمه های قشنگی تو ذهنم اومد که
دیدم حیفه تو ذهنم نگه دارم :
تصمیم گرفتم کارم که تموم شد از مجله تا ولیعصر آروم قدم بزنم.
از خود سازمان آب یوسف آباد تا ولیعصر
انقدر تو فکرای مختلف خودم آروم و آهسته قدم زدم
که وقتی؛ تو خطوط سفید و سیاه خیابون
به علامت خط عابر پیاده رسیدم؛
فهمیدم فرصت فکر کردن رو باید تموم کنم
و این آرامشی که تو این وقت قشنگ
به من داده شده بود رو شکرگذاری کنم
چقدر خوب بود و بی شمار زیبا
همینجوری که قدم می زدم
تو رویاهای سفر
کلمه های قشنگی تو ذهنم اومد که
دیدم حیفه تو ذهنم نگه دارم :
0 نظرات:
ارسال یک نظر