دیر زمانیست؛
که باد؛
از در خانه گذشت.
پنجره ؛
صبح
در ِ خانه ی ما
باز نشست.
رنگ دیوار؛
تمام رنگ هاست
و تمام زندگی؛
خوب و جهانگیر و فتوح.
این دلم
شادتر از
رنگ خداست.
گوشه ای از این نما و این نوا
یادگاری دارد
از نمای گل سرخ
گل سرخی که نتوانستم چید
با همین دستانم.
شاید این دل
گاه گاهی شاد است و
گاه پر از زیبایی.
شاید این پنجره ی زیبای عشق
به دلم ساز زند
شاید این خوبی ها
بر دلم باز زند.
ولی آن کوچه دیدار تو یار
بر دلم
چون چشمه آب روان
می جوشد.
همه صبح،

0 نظرات:

ارسال یک نظر